گوش دریده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه گوش او دریده باشد. که گوش او شکافته باشد. که گوش او پاره شده باشد. || ( اِ مرکب ) دف. ( آنندراج ). طبلکی که کودکان بدان بازی می کنند. ( ناظم الاطباء ) :
راه زنی می کند گوش دریده از آنک
سیلی بسیار خورد زخم طپانچه چشید.
بدر چاچی ( از آنندراج ).