گوش . [ گ ُ وِ ] (اِمص )اسم مصدر از گفتن . گُوِشْت . رجوع به گُوِشْت شود.
۱. گفتار.
۲. سخن گفتن.
۱. در آیین زردشتی، ایزد نگهبان چهارپایان.
۲. در آیین زردشتی، روز چهاردهم از هرماه خورشیدی.
(گُ) (اِ.) در آیین زردشتی ، ایزد نگهبان چارپایان ؛ و نام روز چهاردهم از هر ماه خورشیدی .
(اِ.) 1 - عضو شنوایی . 2 - گوشه ، زاویه . ؛ ~از چیزی گرفتن آن چیز را ترک کردن ، به آن چیز بی توجهی کردن . ؛ ~ کسی بدهکار نبودن کنایه از: به حرف دیگران توجهی نکردن .
پاشنه ی در
تکیه ای: guš
طاری: göš
طامه ای: guš
طرقی: göš
کشه ای: göš /giš
نطنزی: guš
زاویه، گوشه
۱. اذن
۲. زاویه، گوشه