Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گوزده

تلفظ بین المللی : /ɡuːzˈadeː/ تلفظ :‌ [gu:z'ade:]
لغت نامه دهخدا
  • رودبار گوده
  • گوده
  • گوده ا
  • گوده بنک
  • گوده کهریز
  • گوردهان
  • گوزله
  • گوزنده
  • گوزنه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گوزده. [ دَ / دِ ] ( اِ ) نوعی از صمغ باشد که رنگ آن به سرخی زند و از بوته خاری حاصل شودکه آن را جهودانه میگویند، و به عربی عنزروت خوانند، و به فتح زای فارسی هم آمده است. ( برهان ) ( مهذب الاسماء ). کنجده. ( مهذب الاسماء ). و آن صمغ راکلک نیز خوانند. ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ). || و نیز جانوری باشد شبیه به ملخ که شبها فریاد کند. ( برهان ). گوزده. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) جراسک. جرواسک....

کلمات مرتبط

  • رودبار گوده
  • گوده
  • گوده ا
  • گوده بنک
  • گوده کهریز
  • گوردهان
  • گوزله
  • گوزنده
  • گوزنه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات