معانی کلمه : گور بسامان
فرهنگ فارسی
گوری که در آن بقایای استخوانی یک جسد در حالت طبیعی قرار دارد
فرهنگستان زبان و ادب
{articulated burial, proper burial, formal burial} [باستان شناسی] گوری که در آن بقایای استخوانی یک جسد در حالت طبیعی قرار دارد

گوری که در آن بقایای استخوانی یک جسد در حالت طبیعی قرار دارد