Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گودرز

تلفظ بین المللی : /ɡˈudarz/ تلفظ :‌ [g'udaRz]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها
  • گودرز اشکانی اول
  • گودرز اشکانی دوم
  • گودرز احمدی
  • گودرز افتخار جهرمی
  • گودرز حبیبی
  • گودرز داوودی
  • گودرز دوم
  • گودرز یکم
  • قلعه گاه گودرز
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

گودرز. [ دَ ] (اِ) مرغی است که بیشتر بر کنارهای آب نشیند. (برهان ). مرغی باشد که بر آب بنشیند. (صحاح الفرس ). || چیزی را نیز گویند که خرق و التیام نپذیرد، یعنی از هم جدا نشود و به هم نیاید، و این معنی در فلکیات جاری است ، لاغیر. (برهان ). ظاهراً از برساخته های فرقه ٔ آذرکیوان است . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

گودرز. [ گُو دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان...

دانشنامه آزاد فارسی

گودَرزدر شاهنامۀ فردوسی، پسر کَشواد و دلاور ایرانی و از پهلوانان برجستۀ شاهنامه. با رفتن کِیکاوس به مازندران مخالفت کرد، اما به فرمان کیکاوس با طوس به مازندران رفت و به بند دیو سپید افتاد که رستم آنان را رهانید . در هاماوَران، با کیکاوس به زندان افتاد و بار دیگر رستم آنان را رهانید. هنگامی که رستم کاخ کیکاوس را به قهر ترک گفت ، دلاوران ایران گودرز پیر را برای پنددادن به شاه و بازگردانیدن رستم فرست...

فرهنگ فارسی

اشک بیستم از پادشاهان اشکانی که پس از کشته شدن بردان بشاهی برگزیده شد . سلطنت وی از سال ۴۲ م . آغاز گردید ولی بسبب تعدی و شقاوت او را از سلطنت بر کنار کردند و مدت چهار سال از ۴۲ تا ۴۶ م . بردان پادشاهی کرد ولی باز گودرز به تخت نشست و در ۵۱ م . در گذشت جنگهای او با برادر و برادر زاده اش از نیرومندی دولت اشکانی کاست . درباریان و نجبای ناراضی از وی در سال ۴۹ م . سفرایی نزد کلودیوس ( قلودیوس ) قیصر رو...

دانشنامه عمومی

گودرز پسر کشواد از پهلوانان بزرگ ایران در شاهنامه است. گودرزیان که یکی از بزرگ ترین خاندانهای پهلوانی ایران در شاهنامه هستند از نسل او بشمار می آیند . گودرز در جنگهایی که به خونخواهی سیاوش صورت گرفت، حضور داشت و گاهی فرماندهی سپاه ایران را بر عهده می گرفت. بروایتی هفتاد و هشت پهلوان از نسل گودرز وجود داشت که هفتاد تن از ایشان در جنگ کشته شدند.گیو , رهام , بهرام , شیدوش , هجیر و نستوه , تنی چند از ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: gudarz) (در اعلام) نام پهلوان ایرانی پسر قارَن پسر کاوه‌ی آهنگر که حکومت سپاهان داشت ؛ نام یکی از پهلوانان ایرانی در شاهنامه؛ نام اشک بیستم از پادشاهان اشکانی .

اسم: گودرز (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: gudarz) (فارسی: گودرز) (انگلیسی: gudarz) معنی: نام پهلوان ایرانی، از شخصیت های شاهنامه، ) ( در شاهنامه ) سردار ایرانی عصر کیکاووس و کیخسرو، پسر گشواد و دارای پسر، که همه از پهلوا...

کلمات مرتبط

  • گودرز اشکانی اول
  • گودرز اشکانی دوم
  • گودرز احمدی
  • گودرز افتخار جهرمی
  • گودرز حبیبی
  • گودرز داوودی
  • گودرز دوم
  • گودرز یکم
  • قلعه گاه گودرز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات