معانی کلمه : گواز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چوب دستی کلفتی که با آن خر و گاو را می رانند: دوستان را بیافتی به مراد / سر دشمن بکوفتی به گواز (فرخی: لغت نامه: گواز ).
فرهنگ معین
(گَ یا گُ ) (اِ. ) ۱ - چوبدستی که با آن گاو و خر را رانند. ۲ - هاون چوبین .
دانشنامه عمومی
روستای گواز دارای 200 خانه و 1000 نفر ساکن دارای چشمه آب گرم که از آتش فشان سر چشمه می گیرد.دارای ثبت ملی است.از نقاط زیادی برای شفا گرفتن می آیند.متنوع ترین میوه ها را در منطقه ژاورود دارد.درای دو نوع آب و هوا است.
