Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گهر

تلفظ بین المللی : /ɡˈohar/ تلفظ :‌ [g'ohaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • گِهر
  • گَهَر
  • گهر ادم
  • گهر ارا ی
  • گهر اسمان
  • گهر افروز
  • گهر افشان
  • گهر افشاندن
  • گهر افشانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گهر. [ گ ُ هََ ] (اِ) مخفف گوهر و به تمام معانی آن است . رجوع به گوهر شود.

گهر. [ گ َ هََ ] (اِخ ) نام رفیق و همدمی مر افراسیاب را. (ناظم الاطباء) (اشتنگاس ). در ولف چنین نامی نیامده است .

گهر. [ گ ُ هََ ] ( اِ ) مخفف گوهر و به تمام معانی آن است. رجوع به گوهر شود.گهر. [ گ َ هََ ] ( اِخ ) نام رفیق و همدمی مر افراسیا...

فرهنگ عمید

گوهر#NAME?

= گوهر

فرهنگ معین

(گُ هَ ) (اِ. ) نک گوهر.

دانشنامه آزاد فارسی

گُهَر(یا: گَهَر) دریاچه ای در استان لرستان، شهرستان دورود. این دریاچه که مساحت آن حدود یک کیلومتر مربع است، در کوهستان اُشترانکوه، در ۲۷کیلومتری جنوب شرقی دورود جای دارد. طول آن دو کیلومتر و پهنای متوسط آن حدود ۵۰۰ متر و ارتفاع سطح آب آن ۲,۴۰۰ متر است. رودخانۀ گهر نیز از آن می گذرد. این دریاچه از زیباترین و دیدنی ترین نواحی ایران به شمار می رود. قلّۀ اشترانکوه با ارتفاع ۴,۰۵۰ متر در شرق و کوه سرسب...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - هر یک از معدنیات کانی : بسی نفط و روغن بر آویختند همی بر سر گوهران ریختند . همی ریخت هر گوهری یک رده چو از خاک تا تیغ شد آژده . ۲ - جماد مقابل نبات و حیوان : از گوهر و از نبات و حیوان بر خاک ببین سه خط مسطر . ( ناصر خسرو ) یا گوهر مریخ . انگشت زغال . ۳ - هر یک از سنگهای قیمتی ( احجار کریمه ) : و از وی ( هندوستان ) گوهر های گوناگون خیزد چون مروارید و یاقوت والماس و مرجان و در . ۴ - مروا...

دانشنامه عمومی

گهر (اندیکا). مختصات: ۳۲°۰۲′۵۱″شمالی ۴۹°۵۰′۵۱″شرقی / ۳۲٫۰۴۷۵۷°شمالی ۴۹٫۸۴۷۵۹°شرقی / 32.04757; 49.84759گهر، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.این روستا در دهستان قلعه خواجه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۵ نفر (۱۱خانوار) بوده است.wiki: گهر (اندیکا)...

مترادف و متضاد

جوهر، گوهر

فرهنگستان زبان و ادب

{RWR} [علوم نظامی] ← گیرندۀ هشدار راداری

کلمات مرتبط

  • گِهر
  • گَهَر
  • گهر ادم
  • گهر ارا ی
  • گهر اسمان
  • گهر افروز
  • گهر افشان
  • گهر افشاندن
  • گهر افشانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات