Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گنگبار

تلفظ بین المللی : /ɡˈonɡbɑr/ تلفظ :‌ [g'ongbAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گنگار
  • گنگاری
  • گنگوار
  • گنگزاراباد
  • زنگبار
  • زنگباری
  • شنگبار
  • علینقی گنابادی
  • باغ گلباران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گنگبار. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) جزایر. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). مجمعالجزایر : همان تا بدین گنگبار از شگفت چه بینیم کآن یاد باید گرفت.اسدی.شود از ابر تیغپیکر اوتربتش گنگ بار و دریابار.مسعودسعد. || ( اِخ ) مجمعالجزایر هند. دیبجات :وز سهم آب رنگ حسام تو خسرواآتشکده شود دل رایان گنگ بار.مسعودسعد.درخش برق این در سومنات است خروش رعد آن در گنگ بار است.مسعودسعد.ز گنگبار در این وقت بازگشته بُوَدگرفته گوهر...

فرهنگ فارسی

مجمع الجزایر هند دیجات : [ همان تا بدین گنگبار از شگفت چه بینیم کان یاد باید گرفت . ] ( گرشاسب نامه اسدی )
( اسم ) ۱ - ساحل جزیره . ۲ - مجموع. چند جزیر. نزدیک بهم مجمع الجزائر : همان تا بدین گنگبار از شگفت چه بینیم کان یاد باید گرفت . ( گرشا )

کلمات مرتبط

  • گنگار
  • گنگاری
  • گنگوار
  • گنگزاراباد
  • زنگبار
  • زنگباری
  • شنگبار
  • علینقی گنابادی
  • باغ گلباران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات