معانی کلمه : گنزه
لغت نامه دهخدا
گنزه. [ گ َ زَ ] ( اِخ ) گنجه. گنجک. گنزک. رجوع به هر یک از کلمات مذکور شود.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تخت سلیمان، مجموعه باستانی
wikijoo: گنزه
فرهنگ فارسی
اقامتگاه تابستانی خسرو پرویز که ظاهرا در نواحی دریاچه ارومیه در سر راه مراغه - تبریز در نزدیکی لیلان بوده است گویند در نزدیکی آن چشمه نفتی بوده که آتشکده آذر گشسب بواسطه آن روشن میشده است .
گنجه . گنجک گنزک .
گنجه . گنجک گنزک .
دانشنامه عمومی
درخت خار دار
