معانی کلمه : گندمی
لغت نامه دهخدا
گندمی. [گ َ دُ ] ( ص نسبی ) گندمین. رجوع به همین کلمه شود.
فرهنگ عمید
۱. به رنگ گندم.
۲. نانی که از آرد گندم تهیه می شود.
۲. نانی که از آرد گندم تهیه می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گندمی، روستایی از توابع بخش بیابان شهرستان میناب در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان سیریک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۴ نفر (۱۷خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان سیریک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۴ نفر (۱۷خانوار) بوده است.
wiki: گندمی
