Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گندای

تلفظ بین المللی : /ɡandˈɑje/ تلفظ :‌ [gand'Aje]
لغت نامه دهخدا
  • گَندایی
  • گندایی
  • زبان گندمین
  • سر گنداب
  • اگریکولا گنایوس یولیوس
  • قره گنای
  • کاسه ٔ گدایی
  • گدای
  • گدایی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گندای . [ گ ُ ] (ص ، اِ) فالگو. فالگیر. رمال . (از ناظم الاطباء).

گندای . [ گ َ ] (نف ) هر چیز گندیده که از آن بوی بد برآید. (ناظم الاطباء). رجوع به گندا شود.

گندای. [ گ َ ] ( نف ) هر چیز گندیده که از آن بوی بد برآید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گندا شود.گندای. [ گ ُ ] ( ص ، اِ ) فالگو. فالگیر. رمال. ( از ناظم الاطبا...

کلمات مرتبط

  • گَندایی
  • گندایی
  • زبان گندمین
  • سر گنداب
  • اگریکولا گنایوس یولیوس
  • قره گنای
  • کاسه ٔ گدایی
  • گدای
  • گدایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات