Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گندار

تلفظ بین المللی : /ɡˈandɑr/ تلفظ :‌ [g'andAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گنداره
  • زبان گنداری
  • سر گنداب
  • سنت گودار
  • کبک گدار
  • گانداره
  • گاندارید
  • گاه گدار
  • گاه گداری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گندار. [ گ ُ ] (اِخ ) شهری است از حبشه ، دارای 22000 تن جمعیت . (اعلام المنجد).

گندار. [ گ َ رَ ] ( اِخ ) یکی از ایالات ایران در زمان کورش. ( ایران باستان تألیف پیرنیا ج 1 ص 375 ). این ناحیه در زمان داریوش جزء ایالت هفتم بوده است. ( ایضاً ج 2 ص 1473 ). گندار رابعضی با صفحه ای در شمال و شرقی کابل تطبیق کرده اند و ب...

فرهنگ فارسی

شپش

کلمات مرتبط

  • گنداره
  • زبان گنداری
  • سر گنداب
  • سنت گودار
  • کبک گدار
  • گانداره
  • گاندارید
  • گاه گدار
  • گاه گداری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات