معانی کلمه : گندا
لغت نامه دهخدا
پیلان ترا رفتن باد است و تن کوه
دندان نهنگ و دل و اندیشه ٔ گندا.
رجوع به کُندا شود.
فرهنگ عمید
کندا#NAME?
گَنده#NAME?
= گَنده
= کندا
= کندا
فرهنگ معین
(گَ ) (ص فا. ) هر چیزی که از آن بوی ناخوش آید.
فرهنگ فارسی
( صفت ) چیزی که بوی بد دهد عفن متعفن : و گنداتر و رسواتر از آن چیزی که وی همیشه در باطن خود دارد چیست ... یا تخم مرغ گندا . تخم مرغ فاسد .
فیلسوف و دانا بود
فیلسوف و دانا بود
