گنج بخش. [ گ َ ب َ ] ( نف مرکب ) کنایه از جوانمرد و بسیار بخش. ( آنندراج از بهار عجم ). سخی. کریم. مسرف.خراج. ( ناظم الاطباء ). آنکه گنج می بخشد : از آن عادت شریف از آن دست گنج بخش از آن رای تیزبین از آن گرز گاوسار.فرخی.خنیده به کلک و ستوده به تیربدین گنج بخش و بدان شهرگیر.اسدی.آن شاه گنج بخش که از بیم جود اودر کوه زر و سیم طبیعت نهان کند.مسعودسعد.گر ز کف گنج بخشش سایه افتد بر زمین در زمین افتد ز ...
فرهنگ عمید
آن که گنج ببخشد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی که گنج بخشد : آن شاه گنج بخش که از بیم جود او در کوه زر و سیم طبیعت نهان کند . ( مسعود سعد ) ۲ - سخاوتمند سخی جوانمرد .