گنجایی. [ گ ُ ] ( حامص ) توانائی گنجیدن. ( ناظم الاطباء ). گنجایش : گفت اکنون چون منی ای من درآنیست گنجایی دو من در یک سرا.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 61 ). || توانائی. قدرت. ( ناظم الاطباء ).- گنجایی داشتن ؛ ظرفیت و گنجایش داشتن : این مملکتی است که طفیلی را گنجایی دارد. ( نفحات الانس جامی ). او به مکنت و ثروت و خیول و دواب و غنایم به مرتبه ای بود که در ساحت اردبیل گنجایی نداشت. ( عالم آرای عباسی چ امی...
فرهنگ فارسی
۱ - گنجایش : گفت اکنون چون منی ای من در آ نیست گنجایش دو من در یک سرا . ( مثنوی ) ۲ - توانایی گنجیدن : محبت اغیار را در باطن وی گنجایی نمیاید . ۳ - توانایی قدرت .