گمانه . [ گ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) مسبار.آلتی که با آن عمق را تعیین میکنند. (فرهنگستان ).
گمانه . [ گ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) گمان . (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) : تو دل را بجز شادمانه مدارروان را به بد در گمانه مدار. فردوسی .فرزانه تر از تو نبود هرگز مردم آزاده تر از تو نبرد خلق گمانه . خسروی .گمان کسی را...
فرهنگ عمید
۱. چاه یا نقبی که مقنی پیش از کندن قنات در محلی که گمان آب میبرد حفر میکند. ۲. [قدیمی، مجاز] گمان، حدس. * گمانه بردن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] ۱. گمان بردن، ظن بردن. ۲. تصور کردن. * گمانه زدن: (مصدر لازم ) کندن نقب یا چاه برای پی بردن به آب. * گمانه کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی ) [قدیمی، مجاز] گمان کردن، پنداشتن.
۱. چاه یا نقبی که مقنی پیش از کندن ق...
فرهنگ معین
(گُ نَ یا نِ ) (اِ. ) ۱ - گمان ، حدس . ۲ - چاه با نقبی که مقنی پیش از کندن قنات در محلی که گمان آب می رود حفر می کند.
فرهنگ فارسی
گمان، حدس، وبه معنی چاه یانقبی که مقنی پیش ازکندن قنات درمحلی که گمان آب می بردحفرمیکند ( اسم ) چاه اولی که چاه کنان بجهت دانستن اینکه زمین آب دارد و آب آن چه مقدار است و در چه عمقی است کنند چاهی که برای آزمایش قنات حفر کنند . مسبار . آلتی که با آن عمق را تعیین میکنند .
دانشنامه عمومی
(گُ/گَ نِ/نَ) حدس، ظن.
گمانه یا ستاد مبارزه با چرندیات یک مجلهفیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی است که به بررسی اخبار کذب و شایعات منتشر شده در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی می پردازد.گمانه، وبسایت ستاد مبارزه با چرندیاتمعرفی سایت گمانه در برنامه «کلیک» بی بی سی فارسی (دقیقه ۲۶:۲۵)معرفی ستاد مبارزه با چرندیات در دویچه وله فارسیهدف ما ترویج اندیشیدن و جستن و مبارزه با ساده لوحی است.ما با نژادپرس...
مترادف و متضاد
احتمال
ظن، مظنه
۱. ظن، مظنه ۲. احتمال
bore(اسم)
سوراخ، گمانه، منفذ، کالیبر تفنگ، سر خر
واژه نامه بختیاریکا
پیش پِی
فرهنگستان زبان و ادب
{sonde, probe} [علوم جَوّ] ابزاری که برای گُمانه زنی به کار می رود
* مصوب فرهنگستان اول {sondage, sounding} [باستان شناسی] گودی عمیق و اغلب کوچک تر از تاشه که برای بررسی لایه نگاری یک محوطۀ باستانی حفر می شود