Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گماشتگی

تلفظ بین المللی : /ɡˈomɑʃtˌeɡi/ تلفظ :‌ [g'omASt,egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مجموع گماشتگان دولتی
  • گذاشتگی
  • گماشتنی
  • گاشتنی
  • کهن گشتگی
  • گداختگی
  • گذشتگی
  • گم گشتگی
  • گماشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گماشتگی.[ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) عمل گماشته. شغل گماشته. مستخدم شدن. شغل مستخدمی داشتن و رجوع به گماشته شود.

فرهنگ فارسی

عمل گماشتن . شغل گماشته . مستخدم شدن

مترادف و متضاد

نوکری

ماموریت

۱. ماموریت
۲. نوکری

agency (اسم)
وکالت، نمایندگی، وساطت، ماموریت، دفتر نمایندگی، خبرگزاری، پیشکاری، گماشتگی

کلمات مرتبط

  • مجموع گماشتگان دولتی
  • گذاشتگی
  • گماشتنی
  • گاشتنی
  • کهن گشتگی
  • گداختگی
  • گذشتگی
  • گم گشتگی
  • گماشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات