معانی کلمه : گل مالی کردن
لغت نامه دهخدا
گل مالی کردن. [ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شستن یا مالیدن گل بر چیزی بمنظور پاکیزه کردن آن از لکه چربی.
فرهنگ فارسی
شستن یا مالیدن گل بر چیزی بمنظور پاکیزه کردن آن از لکه یا چربی
مترادف و متضاد
sparge (فعل)
پاشیدن، پخش کردن، گل مالی کردن
