Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گل زدن

تلفظ بین المللی : /ɡˈol zˈadan/ تلفظ :‌ [g'ol z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • گل نم زدن
  • گل اخری زدن به
  • گل میخ زدن
  • گل زان
  • زانو در گل نشست
  • زانو در گل نشستن
  • گلبدن بیگم
  • گلدنر
  • خاک گلدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گل زدن. [ گ ُ زَ دَ] ( مص مرکب ) کنایه از طلب کردن حریف را برای جنگ و این رسم کشتی گیران ولایت است. ( آنندراج ) :
به خصم گل زدن از دست ما نمی آید
وگرنه آبله ام تشنه مغیلان است.
صائب ( از آنندراج ).
رجوع به گل کشتی و گل جنگ شود. || حباب گونه برآوردن. لک و خال ها به رنگی جز رنگ بدن پیدا کردن : تنش گل زده است. نانها گل زده است.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - ایجاد نقش گل بر روی پارچه کردن . ۲ - ( کشتی ) طلب کردن حریف را برای کشتی و مبارزه : بخصم گل زدن از دست ما نمی آید و گرنه آبله ام تشن. مغیلان است . ( صائب ) ۳ - لک و خال هایی برنگی جز رنگ اصلی بر آوردن : تنش گل زده است . نانها گل زده است .

مترادف و متضاد

goal (فعل)
گل زدن، هدفی در پیش داشتن

home run (فعل)
گل زدن

کلمات مرتبط

  • گل نم زدن
  • گل اخری زدن به
  • گل میخ زدن
  • گل زان
  • زانو در گل نشست
  • زانو در گل نشستن
  • گلبدن بیگم
  • گلدنر
  • خاک گلدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات