Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلیجه

تلفظ بین المللی : /ɡoljˈadʒeː/ تلفظ :‌ [golj'adZe:]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • گلیجه سفلی
  • گلیجه علیا
  • تپه خراب گلیجه
  • تپه گلیجه
  • قنات گلیجه قم
  • قلعه گلینه
  • گریجه
  • گه گیجه
  • گه گیجه گرفتن
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

گلیجه . [ گ ُ ج َ / ج ِ ](اِخ ) دهی است از دهستان تیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل که در 30هزارگزی باختر اردبیل و 9هزارگزی راه شوسه ٔ تبریز به اردبیل واقع است . هوای آن معتدل و سکنه اش 254 تن است . آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....

دانشنامه عمومی

گلیجه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:گلیجه (ایجرود)گلیجه (زنجان)گلیجه (سمیرم)wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴ نفر (۷خانوار) بوده است.wiki: بخش پادنا شهرستان سمیرم در استان اصفهان ایران است.این روستا در دهستان پادنا سفلی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷ نفر (۶خانوار) بوده است.wiki: گلیجه (سمیرم)...

کلمات مرتبط

  • گلیجه سفلی
  • گلیجه علیا
  • تپه خراب گلیجه
  • تپه گلیجه
  • قنات گلیجه قم
  • قلعه گلینه
  • گریجه
  • گه گیجه
  • گه گیجه گرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات