Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلی

تلفظ بین المللی : /ɡˈoli/ تلفظ :‌ [g'oli]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گلی بلاغ
  • گلی جرد
  • گلی خان
  • گلی نوئیه
  • گلی چاس
  • گلی کن
  • گِلی ناز
  • گِلی نازیان
  • گلی شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گلی . [ گ ُ ] (ص نسبی ) رنگ سرخ . به گونه ٔ گل . (آنندراج ). به رنگ گل . || (اِ) نام قسمی یاقوت که آنرا وردی نیز نامند. (مؤلف ). || از نامهای دختران .

گلی . [ گ ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جوانرود بخش پاوه ٔ شهرستان سنندج که در 42000گزی جنوب خاوری پاوه و 7000گزی باختر قلعه جوانرود واقع شده و دارای 49 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5)....

فرهنگ عمید

۱. چیزی که از گِل ساخته شده باشد.
۲. گِل‌آلود.

۱. به‌ رنگ گُل سرخ.
۲. (اسم، صفت نسبی) گُل‌فروش.

۱. چیزی که از گِل ساخته شده باشد.
۲. گِل آلود.
۱. به رنگ گُل سرخ.
۲. (اسم، صفت نسبی ) گُل فروش.

فرهنگ معین

(گُ) (اِ.) دارای رنگ قرمز روشن .

(گِ) (ص .) 1 - آلوده یا آغشته به گِل ، گل آلود. 2 - ساخته شده از گل .

(گُ ) (اِ. ) دارای رنگ قرمز روشن .
(گِ ) (ص . ) ۱ - آلوده یا آغشته به گِل ، گل آلود. ۲ - ساخته شده از گل .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۳ - ( اسم ) رنگ گل سرخ سرخ . ۴ - ( اسم ) رنگ سرخ . توضیح اگر اندکی آب برنگ سرخ اضافه کنند گلی شود . ۵ - قسمی یاقوت وردی .
ده کوچکی است از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرستان سنندج

دانشنامه عمومی

گلی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:گلی (اردبیل)گلی (بجنورد)گلی (سراب)گلی (سراوان)گلی (شاهین دژ)wiki: دهستان یورتچی شرقی واقع شده است. گلی ۱۲۴ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای ایرانwiki: گلی (نیر)...

گویش مازنی

۱نام قطعه چوب کوتاه در بازی الک دولک ۲نوزاد ریز جثه

۱گلو ۲چوبی که گوشه های دو جوال را به هم متصل کند و یک بار ...

/gali/ گلو - چوبی که گوشه های دو جوال را به هم متصل کند و یک بار را تشکیل دهد & بند & نام قطعه چوب کوتاه در بازی الک دولک - نوزاد ریز جثه

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: goli) (گل + ی (پسوند نسبت)) ، منسوب به گل ؛ به رنگ سرخ ، به گونه‌ی گل ، به رنگ گل ؛ نام نوعی یاقوت که آن را وردی نیز گویند ؛ (به مجاز) زیبا رو و لطیف .

اسم: گلی (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: goli) (فارسی: گلي) (انگلیسی: goli) معنی: منسوب به گل، به رنگ گل سرخ، سرخ، ( گل، ی ( پسوند نسبت ) )، به رنگ سرخ، به گونه ی گل، به رنگ گل، نام نوعی یاقوت که آن را وردی نیز گویند، ( به مجاز ) زی...

مترادف و متضاد

بند

آل، گلفام، گلرنگ، گلگون

muddy (صفت)گل الود، تیره، گلی، چرکین، پر از گلclayey (صفت)گلیearthen (صفت)جسمانی، گلی، مادی، خاکی، سفالیfictile (صفت)گلی، ساخته شده از گلfenny (صفت)لجن زار، گلی، مردابی، باتلاقیluteous (صفت)گلی، شبیه گل، زرد طلاییroseate (صفت)بشاش، گلی، گلگون، خوش بینrose-colored (صفت)گلی، گلگون، چهره ایrose-coloured (صفت)گلی، گلگون، چهره ای...

واژه نامه بختیاریکا

( گِلی ) گلو
هره هره ای

کلمات مرتبط

  • گلی بلاغ
  • گلی جرد
  • گلی خان
  • گلی نوئیه
  • گلی چاس
  • گلی کن
  • گِلی ناز
  • گِلی نازیان
  • گلی شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات