گلگونه. [ گ ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: گل + گونه ) گلغونه. گلاگونه. رجوع به گلگون شود. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). گلغونه است که غازه و سرخی زنان باشد. ( برهان ). رنگی است که زنان بر روی مالند و در یکی از کتب طبیه بنظر آمده که گلگونه دوای مرکب است از سپندور و سفیده و شحم و حنظل و روغن یاسمین که برای جلا و صفای رنگ رو بر چهره مالند و بعد از نیم ساعتی با آب گرم بشویند. ( غیاث ). گلاگونه. ( اوب...
فرهنگ عمید
۱. مانند گل. ۲. به رنگ گل. ۳. گونه یا رخسارۀ سرخ. ۴. (اسم ) سرخاب که زنان به گونه های خود می مالند.
فرهنگ معین
( ~ . نِ ) (اِمر. ) ۱ - گلگون . ۲ - سرخابی که زنان به گونه های خود مالند. ۳ - شراب قرمز.
فرهنگ فارسی
۱ - گلگون . ۲ - ( اسم ) گون. سرخ رخسار گلگون . ۳ - سرخاب که زنان بر چهر. خود مالند آلگونه آلغونه : چو دست قضا زشت رویت سرشت میالای گلگونه بر روی زشت . ( سعدی ) یا گلگون. ادیم آدم .محمد رسول الله ص .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: golgune) (در قدیم) گلگون ؛ گل رخساره ، سرخاب ، ← گلگون .
اسم: گلگونه (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: golgune) (فارسی: گلگونه) (انگلیسی: golgune) معنی: مانند گل، به رنگ گل، گونه یا رخسارۀ سرخ، سرخاب که زنان به گونه های خود می مالند، ( در قدیم ) گلگون، گل رخساره، سرخاب، گ گلگون