معانی کلمه : گلوکز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ماده ای جامد، سفیدرنگ، بی بو، شیرین، و غیرسمی که از هیدرولیز نشاسته، نیشکر و گلوکزیدها حاصل می شود و در تهیۀ شراب، شربت، شیرینی، و در پزشکی کاربرد دارد.
فرهنگ معین
(گُ لُ کُ ) [ فر. ] (اِ. ) قندی که در تمام سلول های گیاهان خصوصاً میوه ها یافت می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
glucose (اسم)
گلوکز
