Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گلوریزه

تلفظ بین المللی : /ɡolvarˈizeː/ تلفظ :‌ [golvaR'ize:]
لغت نامه دهخدا
  • گاوریزه
  • قنات گلورزه جام تربت جام
  • شوریده گوریده
  • غواص قطبی گلوسیاه
  • گریزه
  • گوریده
  • گلریز
  • گلوسیدها
  • گلویه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گلوریزه. [ گ َ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اربعه پائین ( سفلی ) بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد واقع در 55000گزی جنوب فیروزآباد و 3000گزی راه مالرو هنگام به فیروزآباد. هوای آن گرم و دارای 73 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات ، خرما و لیمو است. شغل اهالی زراعت و باغداری و صنایع دستی آنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

کلمات مرتبط

  • گاوریزه
  • قنات گلورزه جام تربت جام
  • شوریده گوریده
  • غواص قطبی گلوسیاه
  • گریزه
  • گوریده
  • گلریز
  • گلوسیدها
  • گلویه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات