Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گلغنده

تلفظ بین المللی : /ɡalq1ˈande/ تلفظ :‌ [galq1'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • گل غنده
  • گلخنده
  • گلکنده
  • گلنده
  • گلغند
  • گلغونده
  • اندیس گلمنده 1
  • اندیس گلمنده 2
  • اندیس گلمنده 3
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

گلغنده. [ گ ُ غ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( از: گل + غند ) گلغونده. ( حاشیه برهان قاطعچ معین ). پنبه برزده باشد که بجهت رشتن گلوله کرده باشند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) : در میانشان نجیب منده من همچو در بند خار گلغنده.سوزنی سمرقندی ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).باغنده نیز گویند و چون کسی سست و کاهل شود گویند: گل غنده شده است. ( فرهنگ رشیدی ). و رجوع به گلغونده شود....

فرهنگ عمید

گلولۀ پنبه، پنبۀ زده و گلوله شده.

فرهنگ معین

(گُ غَ دِ ) (اِمر. ) پنبة زده شده و گلوله کرده .

کلمات مرتبط

  • گل غنده
  • گلخنده
  • گلکنده
  • گلنده
  • گلغند
  • گلغونده
  • اندیس گلمنده 1
  • اندیس گلمنده 2
  • اندیس گلمنده 3
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات