معانی کلمه : گلخن گر
لغت نامه دهخدا
گلخن گر. [ گ ُ خ َ گ َ ] ( ص مرکب ) گلخن تاب. آنکه گلخن روشن کند. تونتاب :
گرم رو سردچو گلخن گریم
سردپی گرم چو خاکستریم.رجوع به گلخن تاب شود.
گرم رو سردچو گلخن گریم
سردپی گرم چو خاکستریم.رجوع به گلخن تاب شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه گلخن ( گرمابه ) را بر افروزد تون تاب .
