معانی کلمه : گلبن
لغت نامه دهخدا
گلبن . [ گ ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان استرآبادرستاق و از جمله دهاتی است که در وقف نامه ٔ ناحیه ٔ فخر عمادالدوله مندرج است . (ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 170).
فرهنگ عمید
درخت گل، بوتۀ گل.
فرهنگ معین
( ~ . بُ ) (اِمر. ) ۱ - درخت و بوتة گل . ۲ - بیخ بوتة گل .
فرهنگ فارسی
درخت گل، بوته گل
( اسم ) ۱ - بیخ بوت. گل . ۲ - بوت. گل جمع : گلبنها : گبنان : این عزیزانی که اینجا گلبنان دولت اند . ۳ - بوت. گل سرخ .
دهی است از دهستان استراباد رستاق و از جمله دهاتی است که در وقف نامه ناحیه فخر عمادالدوله مندرج است .
( اسم ) ۱ - بیخ بوت. گل . ۲ - بوت. گل جمع : گلبنها : گبنان : این عزیزانی که اینجا گلبنان دولت اند . ۳ - بوت. گل سرخ .
دهی است از دهستان استراباد رستاق و از جمله دهاتی است که در وقف نامه ناحیه فخر عمادالدوله مندرج است .
گویش مازنی
/gele ben/ زیرگل - وجینی که خاک به پای بوته ریزند
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: golbon) (در قدیم) بوته یا درخت گل به ویژه بوتهی گلِ سرخ ؛ (به مجاز) زیبا رو و لطیف.
اسم: گلبن (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: golbon) (فارسی: گلبن) (انگلیسی: golbon)
معنی: درخت و بوته گل، بیخ بوته گل، به صورت خاص به بوته گل سرخ گویند، ( در قدیم ) بوته یا درخت گل به ویژه بوته ی گلِ سرخ، ( به مجاز ) زیبا رو و لطیف، بوته یا درخت گل
معنی: درخت و بوته گل، بیخ بوته گل، به صورت خاص به بوته گل سرخ گویند، ( در قدیم ) بوته یا درخت گل به ویژه بوته ی گلِ سرخ، ( به مجاز ) زیبا رو و لطیف، بوته یا درخت گل
مترادف و متضاد
shrub (اسم)
بوته، درختچه، گلبن، بوته توت فرنگی
