معانی کلمه : گلاج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گولانج#NAME?
= گولانج
فرهنگ معین
(گُ ) (اِ. ) = گولاج . گولانج : نانی است تنک چون کاغذ که از نشاسته و سفیدة تخم مرغ پزند و در شربت قند و نبات ریزه کنند و خورند، لابرلا.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - نانی است تنک چون گاغذ که از نشاسته و سفید. تخم مرغ پزند و در شربت قند و نبات ریزه کنند و خورند لابرلا : خوشنویسان قطایف با قلمهای شکر جمله عاجز گشته اند از خط تعلیق گلاج . ( بسحاق اطعمه )
