معانی کلمه : گفتگو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
با هم سخن گفتن.
فرهنگ معین
(گُ تُ ) (حامص . ) = گفت و گوی : مباحثه ، مجادله ، مکالمه .
فرهنگ فارسی
باهم سخن گفتن
( اسم ) ۱ - گفت و شنود مکالمه : و او کسی است که در حکم بر او غلبه نمیتوان کرد و در شکست و بست با او گفتگو و برابری نمیتوان نمود . ۲ - آوازه شهرت . ۳ - خبر . ۴ - قضیه .
( اسم ) ۱ - گفت و شنود مکالمه : و او کسی است که در حکم بر او غلبه نمیتوان کرد و در شکست و بست با او گفتگو و برابری نمیتوان نمود . ۲ - آوازه شهرت . ۳ - خبر . ۴ - قضیه .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
آوازه، هایوهوی
پچپچ، خبر، شایعه
جدل، قالوقیل، قالومقال، مجادله
سخن، صحبت، گپ، مباحثه، محاوره، مذاکره، مشافهه، مصاحبه، مقال، مکالمه
۱. سخن، صحبت، گپ، مباحثه، محاوره، مذاکره، مشافهه، مصاحبه، مقال، مکالمه
۲. پچپچ، خبر، شایعه
۳. آوازه، هایوهوی
۴. جدل، قالوقیل، قالومقال، مجادله
واژه نامه بختیاریکا
تو گفت و مو گفت
