Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گشنیدن

تلفظ بین المللی : /ɡoʃnˈidan/ تلفظ :‌ [goSn'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • تخم گشنیده شده
  • سلول گشنیده شده یا لقاح شده
  • تز گنیدن
  • باریکی گرنیدن
  • پاتوه گشیدن
  • گشنیدگی
  • پره گرنیدن
  • گرنیدن
  • گلنیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گشنیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) آمیختن نر و ماده. ( فرهنگستان ). گشنیدن یا لقاح عبارت است از اتحاد و ترکیب دوگامت که از این عمل تشکیل سلول واحدی باسم تخم نتیجه میشود. ( جانورشناسی عمومی تألیف فاطمی ص 26-40 ).

فرهنگ معین

(گُ دَ ) (مص ل . ) آمیختن نر و ماده .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( گشنید گشند خواهد گشنید بگشن گشننده گشنیده ) ۱ - آمیختن نر و ماده .

مترادف و متضاد

fecundate (فعل)
بارور کردن، ابستن کردن، گشنیدن

واژه نامه بختیاریکا

( گشنیدِن ) گیشگِنیدِن؛ ریسیدن

کلمات مرتبط

  • تخم گشنیده شده
  • سلول گشنیده شده یا لقاح شده
  • تز گنیدن
  • باریکی گرنیدن
  • پاتوه گشیدن
  • گشنیدگی
  • پره گرنیدن
  • گرنیدن
  • گلنیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات