معانی کلمه : گشنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جفت گیری.
۲. جفت شدن حیوان نر و ماده.
۳. گرد درخت خرمای نر را به درخت خرمای ماده زدن برای بارور شدن آن.
۲. جفت شدن حیوان نر و ماده.
۳. گرد درخت خرمای نر را به درخت خرمای ماده زدن برای بارور شدن آن.
فرهنگ معین
(گُ ) (حامص . ) جفت گیری حیوان نر با ماده .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - نر دیده ( جانور ) . ۲ - لقاح شده .
دهی است از دهستان گیسکان بخش برازجان شهرستان بوشهر
دهی است از دهستان گیسکان بخش برازجان شهرستان بوشهر
