Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گشتن

تلفظ بین المللی : /ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [g'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گَشتن
  • گشتن دور کسی
  • گشتن وا یکی
  • گشتن کانال ها
  • دچار گشتن
  • دژم ساز گشتن
  • دژم گشتن
  • دگر گشتن
  • دگرگون گشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص ) گردیدن. پهلوی وشتن ، اوستا وارت ، هندی باستان وارتت . گردیدن. چرخیدن. دور زدن. بازگردیدن. تغییر کردن. تبدیل شدن. باز آمدن. شدن . ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || مرادف شدن. ( آنندراج ). گردیدن. شدن. صیرورت. صَیر. ( تاج المصادر بیهقی ). صَیروره. ( ترجمان القرآن ) : چو گشت آن پریچهر بیمار غنج ببرید دل زین سرای سپنج.رودکی.عالم بهشت گشته عنبرسرشت گشته کاشانه زشت گشته صحرا چو رو...

فرهنگ عمید

۱. گردیدن، شدن.
۲. (مصدر لازم ) گردش کردن.
۳. (مصدر لازم ) [قدیمی] منحرف شدن، گمراه شدن.

فرهنگ معین

(گَ تَ ) [ په . ] (مص ل . ) ۱ - دور زدن ، گردیدن . ۲ - تغییر کردن . ۳ - شدن . ۴ - جستجو کردن . ۵ - گردش ، سیر کردن . ۶ - چرخیدن ، دور زدن . ۷ - مراجعت کردن . ۸ - جنگ کردن ، مبارزه کردن ، ۹ - انتقال یافتن ، رسیدن . ۱٠ - زایل شدن ، غروب کردن .

فرهنگ فارسی

گردیدن، دورزدن، گردش کردن، تماشاکردن، به معنی شدن هم میگویندگشته:گردیده، پیچیده
( مصدر ) گزیدن : و گشتن رتیلا را سود دارد .

گویش اصفهانی

تکیه ای: beǰüyi
طاری: ževây(mun)
طامه ای: ǰovâɂan
طرقی: gerd âramaymun
کشه ای: ǰovâymun
نطنزی: ǰuvâɂan

مترادف و متضاد

تبدیل‌شدن، شدن، گردیدن

پرسه‌زدن، چرخیدن، دورزدن، سیاحت کردن، سیر کردن، طواف، گردش کردن، گردش

۱. پرسهزدن، چرخیدن، دورزدن، سیاحت کردن، سیر کردن، طواف، گردش کردن، گردش
۲. تبدیلشدن، شدن، گردیدن

go (فعل)کار کردن، راه رفتن، شدن، روی دادن، رفتن، گذشتن، سیر کردن، پا زدن، راهی شدن، تمام شدن، در صدد بودن، روانه ساختن، گشتن، رهسپار شدن، رواج داشتن، بران بودنturn (فعل)عطف کردن، تغییر د...

واژه نامه بختیاریکا

( گَشتِن ) گزِیدِن؛ نیش زدن
( گشتَن ) آویدن
با خَردِن؛ به دِر اَوُدِن؛ دیندا رَهدِن
( گَشتِن ) دیفگنیدِن؛ تیفکنیدن؛ پِتِنیدِن

کلمات مرتبط

  • گَشتن
  • گشتن دور کسی
  • گشتن وا یکی
  • گشتن کانال ها
  • دچار گشتن
  • دژم ساز گشتن
  • دژم گشتن
  • دگر گشتن
  • دگرگون گشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات