Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گسسته عنان

تلفظ بین المللی : /ɡosˈasteː ʔˈenɑn/ تلفظ :‌ [gos'aste: ?'enAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • عنان گسسته
  • عنان گسستن
  • گسستهعنان
  • عضوی که از عناصر حیاتی زنده بودن یا زندگیست و نبودش باعث مرگ می شود را گرفته است
  • گسسته
  • گسسته اشیان
  • گسسته بنیاد
  • گسسته خرد
  • گسسته دل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گسسته عنان. [ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ ع ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم یله و مرکب بی قید خلیعالعذار که به هر طرف خواهد راه رود. ( آنندراج ) :
فرستاده فوجی ز شیرافکنان
به دنبال خصم گسسته عنان.
ملا عبداﷲ هاتفی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. عنان بریده، لجام گسیخته.
۲. [مجاز] سرخود، سرکش، بی قید.

فرهنگ فارسی

لاقید بی قید : فرستاد فوجی زشیر افکنان بدنبال خصم گسسته عنان . ( عبدالله هاتفی )

کلمات مرتبط

  • عنان گسسته
  • عنان گسستن
  • گسستهعنان
  • عضوی که از عناصر حیاتی زنده بودن یا زندگیست و نبودش باعث مرگ می شود را گرفته است
  • گسسته
  • گسسته اشیان
  • گسسته بنیاد
  • گسسته خرد
  • گسسته دل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات