Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گز زدن

تلفظ بین المللی : /ɡˈaz zˈadan/ تلفظ :‌ [g'az z'adan]
لغت نامه دهخدا
  • رای گزیدن
  • زبان گزیدن
  • شادی گزیدن
  • سکنی گزیدن
  • صبر گزیدن
  • عزلت گزیدن
  • کران گزیدن
  • کرانه گزیدن
  • کناره گزیدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گز زدن. [ گ َزْ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پیمودن به گز. ( آنندراج ) ( بهار عجم ) :
ببالای عروس نعتت و قد سخن بافی
فروغ مهرو مه را کلک فکرم گز به کالا زد
چو کوته آمدند این هر دو سر کالا سخن بافی
نی قندم مساحت بر گلستان مسیحا زد.
حکیم زلالی خوانساری.

کلمات مرتبط

  • رای گزیدن
  • زبان گزیدن
  • شادی گزیدن
  • سکنی گزیدن
  • صبر گزیدن
  • عزلت گزیدن
  • کران گزیدن
  • کرانه گزیدن
  • کناره گزیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات