Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گزین کردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈozin kˈardan/ تلفظ :‌ [g'ozin k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • به گزین کردن
  • کران گزیدن
  • کرانه گزیدن
  • گزین
  • گزین خلق دنیا
  • گزین فروش
  • گزین گونه
  • گزین گویه
  • گزین گوهچ
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گزین کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انتخاب کردن. برگزیدن. گزیدن. اصطفاء : ز لشکر گزین کرد پنجه هزارسوار و پیاده همه نامدار.فردوسی.گزین کرد شمشیرزن سی هزارهمه نامدار از در کارزار.فردوسی.گزین کرد ازیشان ده و دو هزارسواران اسب افکن نامدار.فردوسی.مرد را نهمار خشم آمد از این غاو شنگی رابه کف کردش گزین.طیان.با این بزرگی هر ضعیفی راه یابد سوی توخویی گزین کردی چنانچون رادمردان گزین.فرخی.از آن پس چهل جفت...

فرهنگ معین

(گُ. کَ دَ ) (مص م . ) انتخاب کردن ، برگزیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - انتخاب کردن برگزیدن : گزین کرد شمشیر زن سی هزار همه نامدار از در کارزار . یا گزین کردن چیزی بر چیزی . ترجیح دادن آن بر این : دار ملک خویش را ضایع چرا باید گذاشت مر سپاهان را چه باید کرد بر غزنین گزین ? ( فرخی )

کلمات مرتبط

  • به گزین کردن
  • کران گزیدن
  • کرانه گزیدن
  • گزین
  • گزین خلق دنیا
  • گزین فروش
  • گزین گونه
  • گزین گویه
  • گزین گوهچ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات