معانی کلمه : گزنک
لغت نامه دهخدا
گزنک . [ گ َ ن َ ] (اِخ ) رجوع به گزن و مزدیسنا تألیف دکتر معین ص 203 و 206 شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
شهری بود در غرب ایران که نام دیگرش شیزو مولد زرتشت است .
دهی در بوشهر
دهی در بوشهر
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
از توابع بالا لاریجان شهرستان آمل
/gazenak/ از توابع بالا لاریجان شهرستان آمل
