کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گریه-اور | کلماتور
معانی کلمه : گریه اور
تلفظ بین المللی :
/ɡˈerjeː ˈuːr/
تلفظ :
[g'eRje: 'u:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گریه آور
اور گره
واسطه گری اوراق بهادار
گریت اورزدو
گرین اورگن
گروه اوراسکام
گروه اورگرند
گروه بورس اوراق بهادار لندن
گروه نشریات ابرار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( گریه آور )
گریه آور. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ وَ ]( نف مرکب ) گریه آورنده. متأثرکننده. ناراحت کننده.
فرهنگ عمید
( گریه آور )
آنچه باعث اشک ریختن شود، اشک آور، گریه آورنده.
فرهنگ فارسی
( گریه آور )
( صفت ) ۱ - آنچه تولید گریه کند اشک آور . ۲ - متاثر کننده .
مترادف و متضاد
tearjerking
(صفت)
گریه اور
کلمات مرتبط
گریه آور
اور گره
واسطه گری اوراق بهادار
گریت اورزدو
گرین اورگن
گروه اوراسکام
گروه اورگرند
گروه بورس اوراق بهادار لندن
گروه نشریات ابرار
نظرات