کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گرگنی | کلماتور
معنی کلمه : گرگنی
تلفظ بین المللی :
/ɡarɡˈani/
تلفظ :
[gaRg'ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رانۀ گرانیسنج
ربیع گرگانی
زمینوار گرانی سنجشی
سطح پس ِگردنی
شارش گرانی ـ فرارَفتی
شبکۀ گرانی
شتاب گرانی
سنج افزار گرانی مطلق
سنج افزار گرانی نسبی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
گرگنی .
[ گ َ گ ِ ] (حامص مرکب ) جرب .(دستوراللغه ) (بحر الجواهر). نقیب . (منتهی الارب ).
گرگنی . [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) خواهر قدیس گریگوریوس نازیانزی است که در حدود 370م . متولد شده است . مثال کامل و باهری از مادرش بوده است . برادر او پس از مرگش وصف اورا با مرثیه بیان کرده است . (اعلام المنجد ص 368)....
کلمات مرتبط
رانۀ گرانیسنج
ربیع گرگانی
زمینوار گرانی سنجشی
سطح پس ِگردنی
شارش گرانی ـ فرارَفتی
شبکۀ گرانی
شتاب گرانی
سنج افزار گرانی مطلق
سنج افزار گرانی نسبی
نظرات