معانی کلمه : گرویدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ایمان آوردن، باور کردن، به کسی یا چیزی عقیده پیدا کردن.
فرهنگ معین
(گِ رَ دَ ) (مص ل . ) ایمان آوردن ، پذیرفتن ، قبول کردن .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
gravitate (فعل)
گرویدن، متمایل شدن بطرف، بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
