Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرمی

تلفظ بین المللی : /ɡˈarmi/ تلفظ :‌ [g'aRmi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • گرمی دار
  • گرمی دانه
  • گرمی سنج
  • گرمی نمودن
  • گرمی کردن
  • گرمی بخش
  • گرمی داشتن
  • گرمی شهر
  • گرمی شهرستان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گرمی . [ گ َ ] (اِخ ) از اهل بروجرد است . در واقع مولانا شخصی شوخ و گرم آمیزش است . این مطلع از اوست :
دل بیقرار دارد گله بینهایت از تو
شده وقت آنکه آید بزبان شکایت از تو.

(مجمعالخواص ص 296).


گرمی . [ گ َ ] (اِخ ) محمدقاسم کاشانی . از احفاد اهلی شیرازی...

فرهنگ عمید

گرم بودن.
⟨ گرمی نمودن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز]
۱. دوستی نشان دادن؛ اظهار دوستی کردن.
۲. مهر ورزیدن؛ مهربانی کردن.

گرم بودن.
* گرمی نمودن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز]
۱. دوستی نشان دادن، اظهار دوستی کردن.
۲. مهر ورزیدن، مهربانی کردن.

فرهنگ فارسی

۱ - یکی از بخشهای شهرستان اردبیل . این بخش از شمال به کشور اتحاد جماهیر شوروی از باختر به ارسباران از جنوب به شهرستان مشکین و از خاور به رود خانه بالهارود در مرز شوروی محدود است . کوهستانی و گرمسیر و دارای ۵۶۴٠۷ تن سکنه . این بخش از ۵ دهستان و ۲۳۹ ده تشکیل شده . ۲ - قصبه مرکز بخش گرمی واقع در ۱۳٠ کیلومتری شمال خاوری شهرستان اردبیل . گرمسیر و دارای ۷۵۳۷ تن سکنه . رودخانه های [ در آورد ] و [ بالها ر...

دانشنامه عمومی

گرمی می تواند به موارد زیر یا نسبت با آنها اشاره کند:گرمی (شهر)، از شهرهای استان اردبیل ایران و مرکز شهرستان گرمیشهرستان گرمیگرماگرمگرمی (پزشکی)، مربوط به مزاج (پزشکی سنتی)گرمی (گرجستان) یک بنای تاریخی متعلق به قرن شانزدهم میلادیجایزه گرمی (به انگلیسی: Grammy Awards) که توسط انجمن آمریکایی صنعت ضبط موسیقی به دستاوردهای برجسته در تولید موسیقی تعلق می گیردwiki: کلیسای فرشتگان – در ایالت کاختی گرجستا...

مترادف و متضاد

جوش

عتاب

تندی، حدت، شدت

حرارت، دم، دما، گرما ≠ برودت، سردی

۱. حرارت، دم، دما، گرما
۲. تندی، حدت، شدت
۳. عتاب، ≠ برودت، سردی

cordiality (اسم)خوش رویی، مهربانی، گرمی، خونگرمی، صمیمیت، مودت قلبیheat (اسم)تندی، نوبت، اشتیاق، حرارت، گرمی، گرما، وهله، تحریک جنسی زنان، طلب شدن جانورstew (اسم)نگرانی، گرمی، تاس کباب، داغیzeal (اسم)شوق، غیرت، حرارت، گرمی، تعصب، ذوق،...

کلمات مرتبط

  • گرمی دار
  • گرمی دانه
  • گرمی سنج
  • گرمی نمودن
  • گرمی کردن
  • گرمی بخش
  • گرمی داشتن
  • گرمی شهر
  • گرمی شهرستان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات