گرمخانه . [ گ َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خان اندبیل بخش مرکزی شهرستان هروآباد، واقع در سیزده هزاروپانصدگزی جنوب باختری هروآباد و 4هزارگزی شوسه ٔ هروآباد - میانه . هوای آن معتدل ، دارای 205 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و سردرختی و شغل اهالی زراعت وگله داری و صنایع دستی آنان گلیم و جاجیم بافی است . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....
فرهنگ عمید
۱. جای گرم. ۲. خانۀ گرم.
فرهنگ معین
(گَ. نِ )(اِ. ) محوطه ای برای پرورش گل و گیاه که بخشی از سقف و دیوارهایش شیشه ای است و دما و رطوبت آن نسبتاً ثابت نگه داشته می شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خانه ای که در زیر زمین برای سکونت در ایام سرما سازند . ۲ - محلی که برای پرورش انواع گل و گیاه در آفتاب رو سازند و دیوار ها و سقف آنرا از شیشه کنند گلخانه . ۳ - جایی از حمام که زیر آن خالی است و در آن آتش افروزند . ۴ - حجره ای که دارو سازان دارو ها را در آن خشکانند .
دانشنامه عمومی
گرمخانه به افراد بی خانمان، کارتن خواب و آسیب دیدگان اجتماع، پناهگاه و غذای بی چشمداشت می دهد و هزینه های آن از راه دولتی یا خدمات گروه های اجتماعی تأمین می شود. گرمخانه ها معمولاً حالت اردوگاهی دارند و تعداد زیادی از افراد بی سرپناه را پذیرش می کنند. بر اساس قانون، سازمان بهزیستی موظف است افراد بی سرپرست، ناتوان، معلول و سالمندان نیازمند را در اماکن مناسب نگهداری کند و تحت آموزش قرار دهد. این ساز...