Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرما

تلفظ بین المللی : /ɡarmˈɑ/ تلفظ :‌ [gaRm'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • گرما خوردن
  • گرما پیما
  • گرما تاب
  • گرما جویی
  • گرما گرای
  • گرما گرایی
  • گرما گرفتگی
  • گرما پشته
  • گرما زده شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گرما. [ گ َ ] ( اِ ) مقابل سرما. حرارت. حرّ: تَهم ، سختی گرما. حَمیم ، گرمای سخت. دِف ء، دفاء، سَهام ؛ شدت گرما. صَیهَب ، شدت گرما و روز گرم. صَیهَد، شدت گرما. وَعک ؛ سختی گرما. ( منتهی الارب ) : سپاه گرد آمده بود آنجا و گرمائی گرم بود. ( ترجمه طبری بلعمی ).بانگ زله کرد خواهد کر گوش و ایچ ناساید به گرما از خروش.رودکی ( سعید نفیسی ص 1079 ).نه گرماش گرم و نه سرماش سردهمه جای شادی و آرام و خورد.فردوس...

فرهنگ عمید

گرمی هوا.

فرهنگ معین

(گَ ) [ په . ] (اِ. ) حرارت ، سختی گرما.

دانشنامه آزاد فارسی

گَرما (heat)شکلی از انرژی در ماده، حاصل از حرکت ارتعاشی (انرژی جنبشی) مولکول ها یا اتم های آن ماده. انرژی گرمایی از طریق رسانایی، همرفتی، و تابش منتقل می شود و همواره از ناحیه ای با دمای زیادتر (شدت گرما) به ناحیه ای با دمای کمتر جاری می شود. گرما ممکن است صرفاً موجب افزایش دمای ماده ای شود یا آن را منبسط، اگر جامد باشد ذوب، و اگر مایع باشد بخار کند یا اگر مادۀ گازی در ظرف سربسته باشد، موجب افزایش...

فرهنگ فارسی

گرمی هوا، نقیض سرما
( اسم ) حرارت گرمی مقابل سرما .

نوعی انرژی مربوط به حرکت اتم‌ها یا مولکول‌ها که ازطریق رسانش و همرَفت و تابش قابل انتقال است

دانشنامه عمومی

در فیزیک و ترمودینامیک، گرما انرژی جابجا شده از یک جسم به جسم دیگر یا از ناحیه ای به ناحیه ای دیگر، طی برهم کنش های گرمایی است. انتقال انرژی از راه های گوناگون مانند رسانش گرمایی، تابش، و همرفت انجام می شود. گرما یکی از ویژگی های سیستم یا جسم نیست، بلکه معمولاً به یک نوع فرایند مربوط است، و با جریان گرما و انتقال گرما هم معنا است.واحد گرما در دستگاه SI، ژول است.گرما را با نماد Q نمایش می دهیم.در ک...

گویش اصفهانی

تکیه ای: garmâ / temâh
طاری: garmâ
طامه ای: garmâ
طرقی: garmâ
کشه ای: garmâ
نطنزی: garmâ

مترادف و متضاد

تف، حرارت، دما، گرمش، گرمی ≠ برودت، سردی

heat (اسم)تندی، نوبت، اشتیاق، حرارت، گرمی، گرما، وهله، تحریک جنسی زنان، طلب شدن جانورtherm (اسم)حمام، داغ، گرما، کالری کوچک، معادل هزار کالری بزرگ، واحد گرما، حمام عمومی...

واژه نامه بختیاریکا

هُلف

فرهنگستان زبان و ادب

{heat} [فیزیک] نوعی انرژی مربوط به حرکت اتم ها یا مولکول ها که ازطریق رسانش و همرَفت و تابش قابل انتقال است

کلمات مرتبط

  • گرما خوردن
  • گرما پیما
  • گرما تاب
  • گرما جویی
  • گرما گرای
  • گرما گرایی
  • گرما گرفتگی
  • گرما پشته
  • گرما زده شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات