Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرفتار

تلفظ بین المللی : /ɡerˈeftɑr/ تلفظ :‌ [geR'eftAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گرفتار امدن
  • گرفتار شدن
  • گرفتار ماندن
  • گرفتار کردن
  • گرفتار گشتن
  • گرفتار اوهام و خیالات شدن
  • گرفتار تاریکی جهل
  • گرفتار دام
  • گرفتار ساختن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گرفتار. [ گ ِ رِ ] ( ن مف ) اسیر. مبتلا. دربند : کجا یافت خواهی تو آرامگاه از آن پس کجا شد گرفتار شاه.فردوسی.چو خاقان ز نخجیر بیدار شدبه دست خزروان گرفتار شد.فردوسی.هر روز مرا از تو دگرگونه بلائیست من مانده به دست تو همه ساله گرفتار.فرخی.خواجه بوسهل زوزنی چند سال است تا گذشته شده است و به پاسخ آنکه از وی رفت گرفتار. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 175 ).ای بهوی و مراد این تن غدارمانده بچنگان باز آز گرفتار....

فرهنگ عمید

۱. اسیر، دربند، دستگیرشده.۲. دچار.۳. [عامیانه] پرمشغله.۴. مبتلا به سختی، رنج، و امثال آن ها.۵. [مجاز] عاشق، شیفته.* گرفتار آمدن: (مصدر لازم ) [قدیمی] = * گرفتار شدن* گرفتار ساختن: (مصدر متعدی ) = * گرفتار کردن* گرفتار شدن: (مصدر لازم )۱. دربند شدن، اسیر شدن.۲. [مجاز] دچار شدن.* گرفتار کردن: (مصدر متعدی )۱. دچار ساختن.۲. [قدیمی] دربند کردن، اسیر کردن: گر گرفتارم کنی مستوجبم / ور ببخشی عفو بهتر کانت...

فرهنگ معین

(گِ رِ ) [ په . ] (ص مف . ) ۱ - اسیر، مبتلا. ۲ - عاشق ، دلباخته .

فرهنگ فارسی

اسیر، دربند، دستگیرشده
۱ - مبتلی دچار : گشت از دم یار چون دم مار یعنی بهزار غم گرفتار . ( نظامی ) ۲ - دربند مقید : می نوش و جهان بخش که از زلف کمندت شد گردن بد خواه گرفتار سلاسل . ( حافظ ) ۳ - اسیر برده . ۴ - عاشق دلباخته : کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست مگر آن کس که بشهر آید و غافل برود . ( طیبات سعدی ) ۵ - صید نخجیر . ۶ - پر مشغله : مرد گرفتاریست .

دانشنامه عمومی

گرفتار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:گرفتار (فیلم ۱۳۴۸)گرفتار (فیلم ۱۳۶۶)گرفتار (فیلم ۱۹۹۸)گرفتار (فیلم ۲۰۱۲)گرفتار (فیلم ۲۰۱۴)گرفتار (رمان)wiki: گرفتار گرفتار (رمان). گرفتار (به انگلیسی: Cauthorght)، هفدهمین رمان هارلن کوبن است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.داستان آن دربارهٔ خبرنگاری است به نام وندی تاینس که از طریق گفتگوهای اینترنتی و جا زدن خود به جای دختران نوجوان، مردان بچه باز را ...

مترادف و متضاد

صید، نخجیر

دل‌باخته، عاشق

پرمشغله، غرق، مشغول

برده، پای‌بند، مقید

دامنگیر، دچار، دستخوش، مبتلا

اسیر، بازداشت، دربند، محبوس ≠ آزاد، رها

۱. اسیر، بازداشت، دربند، محبوس
۲. دامنگیر، دچار، دستخوش، مبتلا
۳. پرمشغله، غرق، مشغول
۴. دلباخته، عاشق
۵. برده، پایبند، مقید
۶. صید، نخجیر ≠ آزاد، رها

involved (صفت)پیچیده، گرفتار، مبهم، بغرنج،...

واژه نامه بختیاریکا

بندال ( بند دار ) ؛ بندار؛ مُفتلا
بی پی
پا بَست
دِر؛ دِر غَرِّه

کلمات مرتبط

  • گرفتار امدن
  • گرفتار شدن
  • گرفتار ماندن
  • گرفتار کردن
  • گرفتار گشتن
  • گرفتار اوهام و خیالات شدن
  • گرفتار تاریکی جهل
  • گرفتار دام
  • گرفتار ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات