Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرست

تلفظ بین المللی : /ɡˈarast/ تلفظ :‌ [g'aRast]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • السکاندر گرست
  • گری اس گرست
  • گرستن
  • گرستون
  • گرستنبرگ هاینریش
  • گرستودن
  • اوتمار گرستر
  • بخش گرستورپ
  • ساشا گرستنر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گرست. [ گ َ رَ ] ( ص ِ ) سیاه مست باشد که بعربی طافح گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) :
باز رسید مست ما، داد قدح بدست ما
گر دهدی بدست تو شاد و خوشی و گرستی.
مولوی.
بنابر این بیت ضبط لغت [ گ َ س َ ] است از حاشیه برهان چ معین ). || ( اِ ) به زبان علمی اهل هند فروبردن لقمه و امثال آن که عربان بلع خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

بسیار مست، سیاه مست: باز رسید مست ما داد قدح به دست ما / گر دهدی به دست تو شاد و خوشی و گرستی (مولوی: لغت نامه: گرست ).

فرهنگ معین

(گَ رَ ) (ص . ) سیاه مست .

فرهنگ فارسی

( صفت ) مست مست سیاه مست مست طافح : باز رسید مست ما داد قدح بدست ما گردهدی بدست تو شاد و خوشی و گرستی . ( مولوی )

کلمات مرتبط

  • السکاندر گرست
  • گری اس گرست
  • گرستن
  • گرستون
  • گرستنبرگ هاینریش
  • گرستودن
  • اوتمار گرستر
  • بخش گرستورپ
  • ساشا گرستنر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات