Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرد زابلی

تلفظ بین المللی : /ɡˈard zɑbˈoli/ تلفظ :‌ [g'aRd zAb'oli]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گرد زابل
  • گرد
  • گرد اخر
  • گرد اسپر
  • گرد افشاندن
  • گرد الوده
  • گرد امدن
  • گرد امون
  • گرد انگیختن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گرد زابلی. [ گ ُ دِ ب ُ ] ( اِخ ) کنایه از رستم زابلی است که رستم زال باشد. ( آنندراج ). رجوع به گرد زابل باشد.

فرهنگ فارسی

عنوانی است که به رستم دستان زابلی داده اند .

کلمات مرتبط

  • گرد زابل
  • گرد
  • گرد اخر
  • گرد اسپر
  • گرد افشاندن
  • گرد الوده
  • گرد امدن
  • گرد امون
  • گرد انگیختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات