کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : گرد زابلی
تلفظ بین المللی :
/ɡˈard zɑbˈoli/
تلفظ :
[g'aRd zAb'oli]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گرد زابل
گرد
گرد اخر
گرد اسپر
گرد افشاندن
گرد الوده
گرد امدن
گرد امون
گرد انگیختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گرد زابلی. [ گ ُ دِ ب ُ ] ( اِخ ) کنایه از رستم زابلی است که رستم زال باشد. ( آنندراج ). رجوع به گرد زابل باشد.
فرهنگ فارسی
عنوانی است که به رستم دستان زابلی داده اند .
کلمات مرتبط
گرد زابل
گرد
گرد اخر
گرد اسپر
گرد افشاندن
گرد الوده
گرد امدن
گرد امون
گرد انگیختن
نظرات