گردنان . [ گ َ دِ ] (اِ) گوشتی که بر آتش گردانند تا بریان شود. و رجوع به گردنا شود.
گردنان. [ گ َ دَ ] ( اِ ) ج ِ گردن : مهره ناچخ بکوبد مهره های گردنان نشتر ناوک بکاود عرقهای سهمگین.منوچهری. || بزرگان و صاحب قدرتان و سران باشند. ( برهان ) ( آنندراج ) : خداوند گردنان را که وی از ایشان بارنج بود گرفت و به بند می آورد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 476 ).آن از همه ...