معانی کلمه : گردانگیز
لغت نامه دهخدا
گردانگیز. [ گ َ اَ ] ( نف مرکب ) غبارانگیزنده. آنکه گرد انگیزد: ریاح معاجیح ؛ بادهای تند گردانگیز. هبوب ؛ باد گردانگیز. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
آن که گردوغبار برپا کند، غبارانگیز.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه گرد بر پا کند غبار انگیزنده .
