Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گردانه

تلفظ بین المللی : /ɡardˈɑneː/ تلفظ :‌ [gaRd'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پودر گردانه
  • پودر گِردانه
  • دژم گرداندن
  • راست گردان
  • راغب گردانیدن
  • رام گردانیدن
  • افتاب گردان
  • رخ گردانیدن
  • رخنه گردانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گردانه . [ گ َ ن َ / ن ِ ] (اِ) حلقه ٔ آهنی است که بدان چیزها آویزند. || گِردانه ، نوعی گردون خردی است که طفلان رفتار از آن آموزند. (آنندراج ).

گردانه. [ گ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه شهرستان مهاباد، واقع در 71هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 23هزاروپانصدگزی باختر راه شوسه مهاباد به سردشت. هو...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - حلقه ای آهنی که بدان چیز ها آویزند . ۲ - چرخ سنگین چدنی است که محکم به میل لنگ پیچ و مهره شده . عمل عمد. گردانه تنظیم ضربان نامرتب پیستونهاست . از محیط گردانه گاهی بعنوان باد بزن برای سرد گردن موتور استفاده کنند ولی امروزه از محیط آن که دندانه دار است بیشتر برای راه انداختن موتور بوسیله سلف استفاده میشود استفاد. دیگری که از صفح. گردانه میشود استعمال آن بعنوان یکی از صفحات کلاچ است ....

کلمات مرتبط

  • پودر گردانه
  • پودر گِردانه
  • دژم گرداندن
  • راست گردان
  • راغب گردانیدن
  • رام گردانیدن
  • افتاب گردان
  • رخ گردانیدن
  • رخنه گردانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات