معانی کلمه : گرداندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گردش دادن.
۲. چرخانیدن.
۳. چیزی را در گرد چیز دیگر حرکت دادن.
۴. [مجاز] تغییر دادن.
۲. چرخانیدن.
۳. چیزی را در گرد چیز دیگر حرکت دادن.
۴. [مجاز] تغییر دادن.
فرهنگ معین
(گَ دَ ) (مص م . ) ۱ - تغییر دادن ، دگرگون کردن ، چرخاندن . ۲ - به گردش درآوردن و تعارف کردن . ۳ - تغییر جهت دادن ، برگرداندن . ۴ - اداره کردن .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
بهگردشدرآوردن، پردادن، چرخاندن، حرکتدادن
برگردانیدن، تحریف کردن، تغییردادن، دگرگون ساختن، منحرف کردن
۱. بهگردشدرآوردن، پردادن، چرخاندن، حرکتدادن
۲. برگردانیدن، تحریف کردن، تغییردادن، دگرگون ساختن، منحرف کردن
