Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گرجی خیل

تلفظ بین المللی : /ɡˈordʒi xˈejl/ تلفظ :‌ [g'oRdZi x'ejl]
لغت نامه دهخدا
  • گرهی عثمان خیل
  • ریخته گری تو خالی
  • گرجی
  • گرجی محله
  • گرجی وره
  • گرجی پل
  • گرجی کیسه
  • گرجی ابوالقاسم
  • گرجی نعمت الله
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گرجی خیل. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان راستویی بخش سوادکوه شهرستان شاهی ، واقعدر 36هزارگزی جنوب پل سفید و 4هزارگزی ایستگاه ورسک.هوای آن سردسیر و دارای 230 تن جمعیت است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات می باشد. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان کرباس و شال بافی است و در زمستان گله داران به حدود دهستان کیاکلا میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 )....

کلمات مرتبط

  • گرهی عثمان خیل
  • ریخته گری تو خالی
  • گرجی
  • گرجی محله
  • گرجی وره
  • گرجی پل
  • گرجی کیسه
  • گرجی ابوالقاسم
  • گرجی نعمت الله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات